تبليغاتX
شب تنهایی - میزان رای مردم است.....

یکی به من بگه چرا سایت کلوب دات کام فیلتر شده؟!

یکی به من بگه تو این مملکت کوفتی چه خبره؟

یکی به من بگه ما مترسک دست کی شدیم؟!

یکی به من بگه گناه ما چیه؟!

که فکر کردیم واقعا "میزان رای مردم است"؟!؟!؟

تاریخ داره تکرار میشه....

وقتی مردم با رای قاطع با علی بیعت کردن اما یکی دیگه میاد میشینه رو صندلی ای که واسش زیادی بزرگه...

 

مرگ بر دروغگو!

امروز فهمیدم به قول امینه ، بزرگ زن تاریخ ایران زمین ، که"بازی سیاست خیلی کثیفه... خیلی..."

باز هم برمیگردم به رویه ی قبلیم. بخاطر کشورم و به این خاطر که فکر میکردم واقعا" میزان رای مردم است" تو انتخابابت شرکت کردم. بخاطر میرحسین موسوی که آرمانهاش آرمانهای من بود. که پرچم امید به دست گرفته بود تا در این وانفسا و خفقان از عشق بگه..برمیگردم به اونجا که خودمو وارد بازی سیاست نکنم. هیچ جوری....

بخاطر اون هر کسی رو که دیدم راضی کردم به رای دادن که انتخاب اونی که میخوایم بهتر از رای ندادنه...
اما روسیاه همونها شدم!

چرا که فقط بازیچه ی دست سیاستمدارها شدیم که : مردم برنده ی این انتخاباتند! اما مردم! بدونید که شما تنها بازنده ی این انتخاباتید.

من همین جا اعتراف میکنم که بهتر بود رای نمیدادم تا نگن حضور مردم پررنگ بوده و نگن که "مردم" اونو انتخاب کردن...

اما نه! شاید اگر باز هم پای رای بیاد بازم رای بدم. چون تنها راه امید رو همین میدونم . تو کشوری که من حتی تو خونه ام هم حق نداشتم بهش بگم دروغگو! حتی اجازه نداشتم پارچه ی سبز به دور مچم ببندم ، که من ولنگ و واری نمیخوام. من هم به اصول پایبندم . اما من دروغ نمیخوام. من صحنه سازی نمیخوام. من عوام فریبی نمیخوام. من صدقه " که همونشم ندیدم" نمیخوام...تو چنین کشوری تنها راه  برای تکون خودن همینه!!!!

متاسفم که با اینکه چند روز که از بسته شدن اس ام اس ها و فیلتر شدن سایت ها میگذره اما مردم ایران هنوز نشستن تا باز هم بازی بخورن.. فقط میتونم بگم متاسفم که اینجا زندگی میکنم که مردم هیچ چیز به حساب نمیان....

برای همه ی اونهایی که مثل من خوش خیالن و حتی از این هم خوشخیال ترن و مثل کبک سرشون رو تو برف کردن و خودشون رو به نفهمی میزنن   م ت ا س ف م .....

درسته که خودمون خواستیم رای بدیم. اما تصور اینکه بازی خورده باشیم آزارم میده. اینکه همه ی این برنامه ها و مناظره ها و حضورها بریا به پای صندوق آوردن ما بوده و به رخ کشیدن ما.

من سعی میکنم هیچگاه از دو طرف پشت بوم نیفتم پایین.  من مخالف نظام نیستم. اما مخالف کار شکنی و ظلمم. هر جا که باشه. به نظر شما مردم بی دفاع وکه تو خونه ها و خوابگاه هاشون نشستن یا تو خیابون دارن نظرشون رو اعلام میکنم( آیا این جرمه؟) چه گناهی کردن که حکمش این باشه که اینطور به باد کتک گرفته بشن؟!؟! دوست ندارم بشینم بیرون گود و بگم لنگش کن. اما وقتی کاری از دستم بر نمیاد و نمیفهمم کی ظالمه دیوونه میشم. چیزی که میدونم اینه که مظلوم کیه: مردم بی پناه...

 

چیزی که بهم امید میده اینه که هیچ حرکت مردمی بیهوده نیست، تو تاریخ مدت ها تکرار شده که این حرکت های کوچیک هستن که تو دراز مدت نتیجه میدن. همیشه نتیجه ی مطلوب و نهایی انقلاب نیست، همین که دیدگاه ها تغییر کنه و کم کم مردم درست بیندیشند نتیجه ی خوبیه.

 

من به انقلاب فکر نمیکنم. انقلاب همیشه خرابی به دنبال داره. خرابی زیاد. کمترانقلابی بدون کشته و خرابی و نسل کشی دیدیم. انقلاب واقعی وقتیه که هوگو شروع میکنه به نمایشنامه نویسی های محرک، وقتی ولتر مستقیم انتقاد میکنه. انقلاب فرهنگی تو کشور ما متولد شده . نه حالا شاید مدتی پیش. اما جوونه هاشو داریم میبینیم. اینه که ارزشمنده.....

 

تا شقایق هست زندگی باید کرد....

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 5:25 بعد از ظهر توسط مریم |